خودمو دوست ندارم.
من این دختر رو دوست ندارم،من نباید انقدر ضعیف و شکننده باشم،انقدر احساسی و زود رنج،یا تنبل..
مثلا خوندن زبان چه وقت و زحمتی از من میگیره که نمیخونم؟؟ اصلا یوتیوب پُر از آموزش زبانه:/
اینکه تو خونه ورزش نمیکنم چی؟؟ اینکه درسامو رو هم تلنبار کردم و باز هوس پشتکنکوری کردم رو کجا بزارم؟؟
چرا به خودم نمیرسم چرا موهامو شونه نمیکنم! چرا هیچی حال نمیده؟؟ چرا روزام انقدر بیهوده میگذره... باز دوباره خراب کنم؟؟ خستهم از این روند زندگی کردن.. هی میخوام درستش کنم نمیتونم انگار زنجیر به دست و پاهام بستن انقدر حس بدی دارم.. چه آیندهای آخه؟؟ وضعیت مملکتو ببین، یه پوشک بچه یک میلیون تومن شده.. بماند چیزاهای دیگه چقدر گرونن..( همین الان بارون شدیدی شروع به باریدن کرد،عاشق بارونم و جونمو میدم... فکر کنم چشش زدم بارون قطع قطع شد)..
یه کیسه برنج ۲ و ۳ میلیون تومن؟؟ با یک میلیون سبد کالا چه گِلی به سرمون بریزیم؟؟ از مملکت بگم که دردم تموم نمیشه.. اما از خودم از این روزمرگیم بدم میاد..
نمیخوام انقدر ضعیف بمونم..