وقتی میرم انیستاگرام یکم حالم عوض شه،بدتر با افسردگی برمی‌گردم چقدر زندگیا(ظاهری) قشنگه.. چقدر خوبه

همه بهترین‌ گوشیا رو دارن، تیپ و استایل خوب و قیافه‌ی خوب، همه خوشکلا همه،تقریبا دو سال بیشتره یه عکس از خودم نگرفتم انقدر احساس کمبود پیدا کردم، دست خودم نیست حتی وقتی میرم بیرون همه تیپ‌هایی زدن انگار وسط لس‌آنجلسی.. همه گوشی دستشون آیفون و سامسونگ اولتراست.. نمیدونم درست گفتم یا نه.

همه خرید می‌کنند و ماشین‌های خفن، یه همسایه داریم هر روز مهمونی دارن و مهمونی میرن، پارتی می‌گیرن و بهترین ماشینارو دارن..

میری انیستاگرام گلی کلی لباس و ست راحتی و وسایل خونه و آشپزخونه میبینی دلت می‌خواد بخری برای خونت اما پول نداری..انباکس آیفون ۱۷ پرو نارنجی یه بچه‌ی ۱۰ ساله رو میبینی، اتاق خواب هایی رو میبینی که انگار تو قصر زندگی می‌کنن،غذاهایی رو می‌خورن که یهوو دلت هوسشو می‌کنه تو این گرونی..

لباس و کت‌های تنشون رو با قاب آیفون‌شون ست می‌کنن، آنباکس آیپد هاشون رو میبینم دلم می‌خواد بمیرم که چرا ندارمش که چرا من نمی‌تونم بخرم چرا؟؟ چرا من با این همه پتانسیلی که دارم راهی نیست پیشرفت کنم و استعدادهامو شکوفا کنم؟!

یه دخترایی رو میبینم خوش هیکل و باشگاه میرن میگم یعنی اینم زیادی بود که من نداشتمش؟؟ میگم کار کنم اما کاری نیست و نمیتونم و بابام اجازه نمیده،بعضیا رو می‌بینم که استعداد هاشون رو میزارن میگم یعنی من انقدر آدم بیهوده‌ایم؟! چرا من تو هیچی استعداد ندارم؟!

وقتی میخندن و دابسمش می‌گیرنو می‌خندن،دندوناشون و لبخنداشون چه نازه.. دندونایی منم از بدترین جنس دندوناییی هستن که تو دنیا وجود داره.. میگم حالا درستش می‌کنم اما کو پول!

مردم انقدر پارتنر های خوب و دست و دلباز و جنتلمنی دارن میگم ای بابا یه مردیم تو زندگیمون نبود تو این روزا تکیه کنیم بهش..

درسته ظاهرین اما خب کاش همه تو یه سطح می‌جنگیدم و ماهم مثل اونا این زندگی ظاهری خوب و خوش رو داشتیم...

واقعاا انیستاگرام عامل همه‌ی بدبختیای دنیاست.. نوش جون مردم امیدوارم همیشه خوش باشن، اما این زندگی روزمره‌ و ظاهری مردم شده حسرت رو دل ما... شده آرزوی ما، این زندگی روزمره‌تون که میرید کاشت ناخن می‌کنید و لباس شیک و گرون می‌پوشید و سوار ماشین شانسی بلندتون میشد و میرید کافه و فارغ از همه چیز یه قهوه می‌خورید شده حسرت خیلی شده حسرت من که مغزم ساکت شه..

آره شاید شما زندگی رو تو این نبینید،شما ناشکرین،شما معنی زندگی رو نمی‌فهمید باور کنید میلیاردر ترین فرد دنیا هم باشید باز ادای افسرده ها رو در میارید و شکر زندگیاتون رو نمی‌کنید..

من دارم می‌جنگم مبل بخرم!میفهمی؟ معلومه که نه.. چون تو دنبال خودت بودی چون تو وظیفه‌ت فقط آینده‌ی خودت بوده، چون فقط خواستی دانشگاه بری یا مستقل بشی، اما من و کسایی که مثل من هستن که می‌دونم خیلی کمن دنبال این بودن برای خانوادشون یه زندگی خوب فراهم کنند.. شماها مجبور نبودین زندگی نکرده‌ی پدر و مادرتون رو جبران کنید..شما ها مسئولیتی جز خودتون رو دوشتون نبوده..

مثال دوست خودمو میگم..

چندین ساله دوستیم،بچگیا هر وقت میومد بازی می‌کردیم یادمه هیچ وقت لباس تکراری نمی‌پوشید شاید ماهی یه‌بار لباس ماه قبلیشو می‌پوشید..یه هفته رو شاید دو روزش خونه بودن،هر لباسی که میخواست رو می‌‌پوشید و برای هر عروسی لباس می‌خرید،تو ۱۲ سالگی براش بهترین گوشیو خریدن،بزرگ شدیم همین‌جوری بود، رفت تتو زد،موهاشو رنگ کرد، هر ماه یه جفت کفش می‌خرید و می‌گشت و کاشت و لیزر و فیشیال و ژل و مسافرت شمال و سفر خارج کشور و چه می‌دونم کلاس و مدرسه‌ی خوب و گوشی عالی و هر سال مبل خونه‌شون رو عوض می‌کردن و پدر و مادر جوان و با سواد و از هفت دولت آزاد و کاشت ناخن و آدم اجتماعی و خوشکل و خوش هیکل و باشگاه می‌رفت و خانوادش برای درساش هیچ اصراری نمی‌کردن و و و ... حتی الانم ازدواج کرده و میره خارج کشور ..

این آدم هیچ‌وقت هیچ‌وقت شکرگذار زندگیش نبود، نمی‌خوام بگم حسودیه یا پشت سر دوستم حرف بچینم، نه فقط مثال می‌زنم...

همه‌ش میگه از من بدشانس تر کیه، من بدبختم، من فلانم،من جونی نکردم،من زندگیم خوب نبوده، من خیلی افسرده‌مم.. بعد من میدونمم واقعا چیزیی نه شده،شاید غم‌هایی داره اما خب به این صورت نیست که این دوستم رفتار می‌کنه...

واقعا این زندگی خوبه اینه زندگی.. زندگی همیناست.. و به اضافه‌ی چیزای دیگه.. اما من از این ناراحتم یعنی چی آرزو و هدف من روزمرگی ساده خیلی خیلی از مردم جهانه؟؟ یعنی چی!

چجوری من حسرت به دل اینا هستم؟

نمیدونم، کاش حسرت نمونه،حداقل اون چیزایی که میخوام رو تجربه کنم بعد بیخیال همه چیز میشم...

از زندگیتون لذت ببرید.. خیلیا اینم ندارن.